(Activity Based Costing(ABC
بنام خدا
موضوع تحقیق: هزینه یابی بر مبنای فعالیت
Activity Based Costing (ABC)
نام و نام خانوادگی : بهامین دوج
شماره دانشجویی : 21985139
استاد راهنما : آقای زمانی
کارشناسی حسابداری
پاییز 1387
چکیده
تخصیص هزینه های غیر مستقیم در سیستم هزینه یابی سنتی می تواند منجر به ارایه کمتر از واقع بهای تمام شده محصول گردد.این زمانی اتفاق می افتد که هزینه های بیشتری به محصولات با حجم تولید بالا و هزینه های کمتری به محصولات با حجم تولید پایین تخصیص یابد و نوعی یارانه به محصولات با حجم کم داده می شود.در نتیجه تقاضای مشتریان برای محصولات با بهای تمام شده کمتر از بهای واقعی (قیمت کمتر) افزایش و تقاضا برای محصولات با بهای تمام شده بیشتر از بهای واقعی و حجم تولید بالا کاهش می یابد.یک روش برخورد با این مشکل، به کارگیری هزینه یابی بر مبنای فعالیت(ABC ) است.
مقدمه
هزینه یابی بر مبنای فعالیت(ABC ) به وسیله شرکت هایی ایجاد و توسعه یافته است که با مشکل کمتر از واقع نشان دادن بهای تمام شده تولید در سیستم هزینه یابی سنتی مواجه بودند.روش های سنتی تسهیم هزینه های غیرمستقیم منجر به تخصیص هزینه های زیاد به محصولات با حجم تولید بالا و هزینه های کمتر به محصولات با حجم تولید پایین می گردد.این امر تقاضای مشتریان برای محصولات با بهای تمام شده و قیمت پایین و حجم تولید کم را افزایش و تقاضا برای محصولات با بهای تمام شده و قیمت بالا و حجم تولید زیاد را کاهش می دهد.هزینه یابی بر مبنای فعالیت همچنین برای چندین هدف دیگر مانند هزینه یابی فعالیت های بدون ارزش افزوده ( تجزیه وتحلیل ارزش فرایندها )،قیمت گذاری بلندمدت و مدیریت ظرفیت، مفید شناخته شده است.
با محاسبه قیمت بر مبنای بهای تمام شده،یارانه نامحسوسی از طریق روش های تسهیم هزینه به بعضی محصولات تخصیص می یابد.این امر می تواند منجر به افزایش تقاضای مشتری برای محصولاتی شود که بهای تمام شده و قیمت آنها کمتر از واقع محاسبه شده و در حجم پایین تولید،احتمالاً به قیمت های غیرسودآور فروخته می شوند.از طرف دیگر،شرکت ها با کاهش تقاضای مشتری برای محصولات و خدماتی مواجه می شوند که با بهای تمام شده و قیمت بالا در حجم زیاد تولید می گردند.کمتر از واقع نشان دادن بهای تمام شده محصول منجر به پیامدهای اقتصادی ناخواسته ای می گردد که هزینه یابی بر مبنای فعالیت در صدد اصلاح آن است.استفاده از هزینه یابی بر مبنای فعالیت مستلزم تجزیه و تحلیل فعالیت ها و انتخاب محرک های فعالیت می باشد.
تجزیه و تحلیل فعالیت :
از هزینه های یک پمپ بنزین به عنوان مثال استفاده می کنیم.
فعالیت های خرید،انبارداری،توزیع و فروش سوخت در سطح خرده فروشی می تواند بر اساس سلسله مراتب هزینه به شرح زیر گروه بندی شود :
1- فعالیت های سطح واحد محصول : فعالیت هایی که برای هر واحد گالن بنزین فروخته شده اتفاق می افتد،مانندبرقی که برای پمپاژ بنزین در زمان فروش استفاده می شود.
2- فعالیت های سطح دسته یا گروه محصول : فعالیت هایی که برای هر معامله سوخت صرف نظر از حجم سوخت فروش رفته انجام می شود مثل دریافت از مشتریان به صورت نقدی، چک یا کارت اعتباری.
3- فعالیت های سطح محصول : فعالیت هایی که برای محصولات خاصی مانند بنزین عادی، بدون سرب، سوپر و روغن موتور انجام می شود مانند مخزن سوخت که به نوع مشخصی از محصول اختصاص یافته است.
4- فعالیت های سطح مشتری : فعالیت هایی که در ارتباط با مشتریان سوخت انجام می شود مانند استفاده از تابلوهای تبلیغاتی برای تبلیغ مزایای حاصل از بنزین سوپر و جلب مشتری.
فعالیت های سطح پشتیبانی و سازمانی : فعالیت هایی است که برای اداره و سازماندهی توزیع سوخت انجام می شود و نمی توان رابطه علت و معلولی این فعالیت ها را با واحد محصول، دسته محصول یا هر نوع محصول شناسایی کرد مثل اداره حسابداری و دیگر فعالیت های متمرکز.
فعالیت هایی که در سطح مشابه دارای محرک فعالیت مشترکی هستند،در یک مخزن هزینه فعالیت های همگن قرار می گیرند.
مخزن هزینه فعالیت دستمزد ک حجم سوخت فروخته شده یک محرک فعالیت در سطح واحد محصول است، اما استفاده از آن برای تخصیص هزینه های فعالیت دستمزد به انواع سوخت به شرح زیر است :
الف - وظیفه اصلی متصدی ،دریافت بهای سوخت از مشتریان می باشد که یک فعالیت در سطح گروه محصول است. اگر میانگین حجم سوخت فروخته شده به هر مشتری تقریباًمشابه باشد، از آن می توان به عنوان محرک فعالیت برای معاملات دریافت وجه استفاده کرد .حجم فروش محرک هزینه فعالیت مناسب تری نسبت به مبلغ فروش می باشد،زیرا دریافت از مشتریان برای هر بار خرید و نه مبلغ خرید صورت می گیرد.در مورد پرداخت هایی که مستقیماً به وسیله کارت های اعتباری یا بدهی انجام می شود،متصدی فروش باید بر انجام معاملات نظارت کند.در هر مورد می توان به طور معقولی فرض کرد که معاملات فروش از هر نوع مستلزم وجود متصدی فروش می باشد که مستقیماً درگیر فرآیند پرداخت مشتری است.
ب – تعداد معاملات فروش بنزین یک عامل عمده در تعیین تعداد متصدیان فروش و ساعات کار پمپ بنزین است که به طور مستقیم بر سطح پرداخت های حقوق و مزایا موثر می باشد.
مخزن هزینه فعالیت تجهیزات کیوسک : حجم فروش را می توان به عنوان محرک فعالیت برای مخزن هزینه فعالیت کیوسک به شرح زیر توجیه کرد :
الف – هدف اصلی از تسهیلات کیوسک ایجاد جایگاهی برای استقرار متصدیان می باشد که از مشتریان بهای سوخت را دریافت کنند.لذا منطقی است که از محرک های فعالیت مشابه به منظور تخصیص مخازن هزینه فعالیت دستمزد و کیوسک استفاده شود.
ب – حجم مورد انتظار فروش به تعیین اندازه کیوسک بر مبنای تعداد متصدیان مورد نیاز کمک می کند.
ج – حجم فروش تعیین می کند که چه مدتی جایگاه توزیع سوخت باید باز باشد که این به طور مستقیم بر سطح هزینه تعمیر و نگهداری،هزینه خدمات رفاهی و دیگر هزینه ها تاثیر دارد.
مخزن هزینه فعالیت تجهیزات توزیع سوخت : تجهیزات توزیع سه نوع سوخت، مثل جایگاه سوخت، دارایی ثابت مشترک یا مثل تانکرهای سوخت دارایی های ثابتی هستند که از لحاظ اندازه و بهای تمام شده برای هر نوع سوخت، بدون در نظر گرفتن حجم فروش، یکسانند.
نتایج تجزیه وتحلیل هزینه یابی بر مبنای فعالیت :
نتیجه به دست آمده از این تجزیه وتحلیل ساده هزینه یابی بر مبنای فعالیت را میتوان از دیدگاه مدیریت هزینه مورد توجه قرار داد:
از دیدگاه مدیریت هزینه، مدل هزینه یابی بر مبنای فعالیت مشکل کم نمایی بهای تمام شده محصول درحجم تولید کم و بیش نمایی بهای تمام شده محصول در حجم تولید بالا را حل می کند. در این مورد، تولیدات در حجم تولید کم (سوخت بدون سرب و سوپر)،با استفاده از رویکرد بر مبنای واحد، بهای تمام شده کمتری را نسبت به محصولات با حجم تولید بالا ( سوخت عادی ) نشان می دهند. بنابراین، سوخت عادی به علت اینکه از روش تخصیص هزینه بر مبنای نامناسب واحد محصول استفاده می شود، بهای تمام شده بیشتر از واقع دارد و در ظاهر به بهایی کمتر از بهای تمام شده واقعی به فروش می رسد.
بهبودهای بعدی :
مسلماً رویکرد هزینه یابی بر مبنای فعالیت، روش هزینه یابی در شرکت پمپ بنزین های زنجیره ای را بهبود می بخشد.استفاده از ظرفیت عملی به جای ظرفیت مورد انتظار یا بودجه ای می تواند از منظور کردن هزینه ظرفیت بلااستفاده به بهای تمام شده انواع مختلف سوخت جلوگیری کند.شناسایی و اندازه گیری محرک های فعالیت بر مبنایی غیر از واحد برای هزینه های دستمزد و تجهیزات کیوسک زمینه دیگری برای بهبود این روش می باشد.
درک این موضوع مهم است که پالیش بیشتر محرک های هزینه نسبت به محرک های فعالیت بر مبنای واحد محصول، مشکل شرکت مبنی بر پایین تر بودن بهای تمام شده بنزین عادی را تقویت می کند. بهبود بیشتر روش های هزینه یابی مستلزم هزینه بیشتر پردازش اطلاعات می باشد.بنابراین باید اطمینان حاصل شود، هزینه های مدل هزینه یابی بر مبنای فعالیت از طریق منافع حاصل (هزینه – منفعت اجرای آن ) جبران می شوند.
|
مراحل اجرایی روش هزینه یابی بر مبنای فعالیت در شرکت های تولیدی :
مرحله اول : تشکیل کمیته طراحی سیستم : این سیستم هزینه یابی نیازمند به اطلاعات از بخشهای مختلف شرکت اعم از مالی ، فرایند، مهندسی بوده بنا براین باید از تخصص های مختلف در این کمیته استفاده کرد .
مرحله دوم : مشخص کردن فعالیت های شرکت : فعالیت ها در شرکت تولیدی به سه گروه زیر طبقه بندی میشوند: 1- فعایتهایی که در ارتباط مستقیم با تولید محصول وانجام خدمات میباشند . 2- فعالیتهایی که به طور مستقیم قابل رد یابی به محصولات وخدمات نمیباشند مثل سربار کارخانه فعالیتهایی چون انبارداری ،تدارکات ، سرپرستی ، یوتیلیتی .
مرحله سوم : تخصیص هزینه فعالیت ها به محصولات بر اساس محرک هزینه مناسب
پس از مشخص شدن فعالیت ها ، هزینه هر فعالیت را بر اساس مبانی تخصیص یا محرک هزینه به محصولات تخصیص میدهیم .
نمونه ای از مبانی تخصیص به شرح زیر میباشد .
مراحل ذکر شده بالا را با یک مثال عددی ساده بیان میکنیم : فرض طبق حسابداری سنتی بهای تمام شده سه محصول آلفا و بتا گاما به شرح زیر است :
سربار جذب شده بر اساس دستمزد مستقیم جذب محصولات میشود.
هزینه های فروش 2% کل فروش ها میباشد 70000*2%=1400
محاسبات بر اساس هزینه یابی بر مبنای فعالیت :
هزینه های مواد ودستمزد مستقیم همانند روش فوق به صورت مستقیم انتقال داده میشود ولی هزینه های سربار به شرح زیر تسهیم میگردد: هزینه فعالیت – سرپرستی، کل ساعات سرپرستی اعلام شده از فرایند تولید 100ساعت میباشد
هزینه فعالیت- تدارکات : بر اساس تعداد کل سفارش خرید که 240سفارش برای محصولات زیر اعلام شده است
هزینه فعالیت – برق ساعت کار اعلام شده ماشین الات از طرف فرایند تولید بالغ بر 200ساعت به تفکیک محصولات زیر میباشد
هزینه فعالیت – انبار داری براساس میانگین کالاهای انبار شده هر محصول تسهیم میگردد
هزینه فعالیت – فروش بر اساس مدت زمان صرف شده جهت فروش محصولات تسهیم میگردد مدت زمان صرف شده برای هریک از محصولات به شرح زیر اعلام شده است
مقایسه بهای تمام شده یک واحد محصول محاسبه شده به روش های سنتی وABC :
مزایای استفاده از روش هزینه یابی بر مبنای فعالیت : با توجه به مثال بالا ومقایسه دو روش مشاهده میکنیم که محصول گاما در روش سنتی به دلیل تخصیص نامناسب هزینه های سربار دارای زیان میباشد وهمین محصول با روش هزینه یابی بر مبنای فعالیت دارای سود به میزان 8.6 ریال میباشد وهمچنین سود شرکت به روش سنتی برابر21.79ودر روش ABC برابر25.95میباشد . در نهایت میتوان نتیجه گرفت کاربرد روش هزینه یابی بر مبنای فعالیت در شرکت های تولیدی و خدماتی که دارای هزینه سربار بالا وفعالیتهای پیچیده میباشند منجر به بدست آوردن مزایای زیر میشود: 1- بهبود سیستم هزینه یابی شرکت 2- تعین قیمت تمام شده محصولات به صورت منطقی ودقیق 3- ارزیابی عملکرد مدیران 4- کاهش هزینه فعالیتهایی که هزینه بالایی دارند 5- حذف محصولات فاقد ارزش افزوده
البته در اجرای این روش محدودیت هایی به شرح زیر وجود دارد: 1- فرهنگ جامعه نسبت به روش ABC 2- فرهنگ مدیران شرکت نسبت به ABC 3- نحوه اعمال کنترل در شرکت 4- هزینه اجرایی بالا
|
نتیجه گیری :
سیستم هزینه یابی بر مبنای فعالیت(ABC) بر فعالیتهایی تاکید دارد که برای تولید محصولات باید انجام شود.در این سیستم، هزینه های غیر مستقیم منابع به مخازن هزینه (cost pools ) تخصیص یافته و به جمع هزینه های مستقیم مخازن هزینه اضافه می شود . در مرحله بعد، مجموع هزینه های مستقیم و غیرمستقیم مخـازن هزینـه ( فعالیتها ) با توجه به میزان استفاده موضوعات هزینه (محصولات) از مخازن هزینه، بین آنها تسهیم می شود.
هزینه یابی بر مبنای فعالیت در مورد شرکتهائی که مبلغ سربار آنها رقم عمده ای از قیمت تمام شده است و ضمنا تنوع محصول دارنداستفاده میشود .
همانطور که گفته شد، در این نوع هزینه یابی ابتدا هزینه ها در یک مخزن هزینه(در یک حساب تفصیلی) تجمیع میشوند وسپس محرک هزینه (هر فعالیتی که باعث ایجاد یک هزینه میشود)مشخص میگردد. مبلغ تجمیعی هر مخزن هزینه با توجه به سطوح فعالیت و عامل محرک هزینه بین محصولات تخصیص مییابد.در واقع این نوع تخصیص هزینه یک نوع بازنگری در هزینه یابی سنتی است.تفاوت عمده آن با هزینه یابی سنتی در تخصیص هزینه های سربار است و در سایر موارد مثل نوع برخورد با هزینه های مستقیم تولیدی تفاوتی با مبنای سنتی ندارد.
منابع :
مجله حسابدار – سال بیستم – شماره 171
سایت اینترنتی www.hesabiran.com